ماندنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (ص لیا.)<BR>۱- کسی که زنده خواهد ماند.<BR>۲- قابل دوام.<BR>۳- مقیم، ماندگار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (ص لیا.) ۱- کسی که زنده خواهد ماند. ۲- قابل دوام. ۳- مقیم، ماندگار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماندنی . [ دَ ] (ص لیاقت ) باقی و پایدار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ که زنده خواهد ماند. که استعداد و قدرت حیات و زندگی در او وجود دارد. که زندگی خواهد کرد و از خطر مرگ رهایی یافته است . ◄ قابل دوام . که استحکام و پایداری دارد. ◄ مقیم . ماندگار. مقابل رفتنی .
مترادف و متضاد واژهدان
پایدار، جاوید، مانا بادوام، دیرپا فراموشنشدنی، بهیادماندنی مقیم، ساکن
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی