فرهنگ لغت

مالیات وضع کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

مالیات بستن، بستن، نرخ عوارض را تعیین کردن، عوارض گرفتن، ارزیابی کردن، تقویم کردن، جریمه کردن، مالیات بریدن، برگ تشخیص صادر کردن، تشخیص دادن باج گرفتن، غارت کردن

معنی مالیات وضع کردن | فرهنگ لغت