مالنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مالنده . [ ل َ دَ / دِ ](نف ) آنکه بمالد. و رجوع به مالیدن شود. ◄ دلاک . (ملخص اللغات حسن خطیب، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کیسه کش حمام . (یادداشت ایضاً) : چونکه مالنده بدو گستاخ شد در درستی آمد و درواخ شد. رودکی (از لغت فرس چ اقبال ص ٧٨).