ماص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماص . (اِ) به معنی ماه است که به عربی قمر می گویند لیکن معلوم نیست که به لغت کجاست . (برهان ) (آنندراج ). ماص به معنی قمر سنسکریت است . (حاشیه ٔ برهان چ کلکته ). صحیح ماس است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). مأخوذ از سنسکریت ماه و قمر. (ناظم الاطباء).
ماص . [ ماص ص ] (ع ص ) مکنده و آنکه می مکد. (ناظم الاطباء). اسم فاعل است از مَص ّ و مؤنث آن ماصة. (از اقرب الموارد). و رجوع به مص شود.