ماش ماهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماش ماهی . (اِخ ) نام جزیره ای است به دریا و کلمه فارسی است و عرب آن را تعریب کرده سماهیج گویند و آن جزیره ای میان عمان و بحرین باشد میان دریا. (از معجم البلدان، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). اصمعی گوید: سماهیج جزیره ایست در دریا که به فارسی «ماش ماهی » گفته می شود و عرب آن را معرب کرده است . (از المعرب جوالیقی ص ٢٠٢). رجوع به سماهیج شود.
ماش ماهی . (اِ مرکب ) گونه ای ماهی استخوانی از تیرة سیپرینیده ها که بدنی کشیده و باله ٔ شنای پشتی کوتاه و نوک تیز دارد. گونه هائی از این ماهی در دریای خزر نیز فراوانند. (فرهنگ فارسی معین، ذیل ماهی ).