ماسیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(دَ) (مص ل.)<BR>۱- منجمد شدن، سفت شدن.<BR>۲- صورت گرفتن، تحقق یافتن.<BR>۳- (عا.) فایده داشتن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبستن، منجمدشدنخشک شدنلخته شدنواژه قبلی: ماسکهواژه بعدی: ماسیده