ماسط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماسط. [ س ِ ] (اِخ ) آبکی است شور مر بنی طهیه را. (منتهی الارب ). نام آبکی شور. (ناظم الاطباء). نام آبی کوچک و شور است بنی طهیه را در بلاد بنی تمیم . (از اقرب الموارد). و رجوع به معجم البلدان شود.
ماسط. [ س ِ ] (ع ص، اِ) هر چیز شور که شکم راند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ آب و گیاه شور شکم ران . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آب شور و گیاه شور که شکم راند. (ناظم الاطباء). آب شور که شکم راند. (از اقرب الموارد). ◄ گیاهی است تابستانی که شکم شتر راند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).