ماسبق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سَ بَ) [ ع. ] (ص.) گذشته، پیشینه. عطف به. مربوطه به گذشته، امری را به امر سابق پیوند دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سَ بَ) [ ع. ] (ص.) گذشته، پیشینه. عطف به. مربوطه به گذشته، امری را به امر سابق پیوند دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماسبق . [ س َ ب َ ] (ع اِ مرکب ) آنچه گذشته باشد. (آنندراج ). کلمه ٔ فعل مأخوذ از تازی، هر آنچه گذشته باشد وپیشی گرفته باشد و گفته شده و کرده شده . (ناظم الاطباء). آنچه گذشته است : قانون عطف ماسبق نمی شود یا قانون بماسبق حکم نکند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - عطف بماسبق ؛ در شمار گذشته آوردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). عطف به آنچه گذشته . امری را به امرسابق پیوند دادن . (فرهنگ فارسی معین ).
واژگان فارسی سره واژهدان
گذشته، پیشینه