مازیاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مازیاری . (اِ) نوعی از حلوی . مازیارج . (زمخشری، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مازیاره . مازیانه . (ناظم الاطباء). مازیاره . در فرهنگ رشیدی می گوید: مازیاره قسمی طعام بود. در فرهنگ شعوری می نویسد: مازیاره و مازیاری و مازیانه قسمی حلواست . در فرهنگ اسدی به خط خسروی کرمانشاهی می گویدشطرنج بود (محتمل است تصحیف شیرینی باشد) در المؤید بنقل سروری مازیاره چیزی است خوردنی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مازیاره و مازیای شود.
مازیاری . [ ] (ص نسبی ) منسوب است به مازیار که از فرقه ٔ خرمیه می باشد. (از انساب سمعانی ). و رجوع به مازیار شود.