ماریره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماریره . [ رَ / رِ ] (اِ) به معنی مادراندر است که زن پدر باشد. (برهان ). مادندر را گویند. (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). مادندر یعنی نامادری . (انجمن آرا) : چو آمد کوس سلطانی چه باشد کاس شیطانی چو آمد مادر مشفق چه باشد مهر ماریره . مولوی (از فرهنگ جهانگیری ). ◄ در بعضی از نسخ به معنی دایه مرقوم است . (فرهنگ جهانگیری ). بعضی به معنی دایه گفته اند. (فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آرا). دایه و مرضعه . (ناظم الاطباء). ◄ به معنی مادرخوانده هم بنظر آمده است . (برهان ).