مارکتف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مارکتف . [ ک ِ ] (اِخ ) کنایه از ضحاک است . مارفش . ماردوش : گراین مارکتف اهرمن چهر مرد بداند برآرد ز من وز تو گرد. (گرشاسبنامه ). رجوع به ضحاک شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مارکتف . [ ک ِ ] (اِخ ) کنایه از ضحاک است . مارفش . ماردوش : گراین مارکتف اهرمن چهر مرد بداند برآرد ز من وز تو گرد. (گرشاسبنامه ). رجوع به ضحاک شود.