مارو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مارو. (اِ) به معنی مادر است که والده باشد. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ به زبان هندی نام مقامی است از موسیقی . (برهان )(آنندراج ). نام نوایی از موسیقی . ◄ نام آلتی از موسیقی . ◄ طبل . (ناظم الاطباء).
مارو. (اِ) الوف الوف الوف الوف الوف، در مراتب شانزده گانه عدد نزد فیثاغوریین .(رسائل اخوان الصفا، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).