مارخور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مارخور. [ خوَرْ / خُرْ ] (اِخ ) دهی از دهستان جلالوند است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و ١٣٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
مارخور. [ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب ) خورنده ٔ مار.مارخوار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : بود همچون گوشتی کزوی گرفتی مور خورد گشت از این سان چون کلان شد مار خور لکلک بچه . سوزنی . رجوع به مارخوار(معنی اول ) شود. ◄ (اِ مرکب ) نوعی اُیَّل (گاو کوهی ). نوعی از آهو. حیوانی شبیه به آهو. نوعی از اوعال (جمع وعل بزکوهی ). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ماده ٔ قبل ذیل معنی دوم شود.