مارا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مارا. (اِ) ماده ٔ بختی . عمعاق [کذا ] گوید : یکی دبه درافگندی به زیر پای اشتربان یکی بر چهره مالیدی مهار ماده ٔ مارا . (لغت فرس اسدی چ اقبال صص ١٩-٢٠).
مارا. (اِخ ) انقلابی فرانسه . یکی از رؤسای انقلاب فرانسه، مقتول بدست «شارلت کورده ». (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). فیزیکدان و سیاستمدار فرانسه (١٧٤٣-١٧٩٣ م .) و نویسنده ٔ «دوست توده » و یکی از محرکین کشتارهای سپتامبر در انقلاب کبیر فرانسه بود. او در کنوانسیون نماینده ٔ گروه «منتانیارد» بود و به «دوموریه » و «ژیروندنها» حمله می کرد و خود را در محاکمه ٔ شاه (لوئی شانزدهم ) بسیاربا حرارت و جدی نشان می داد. او بدست «شارلوت کورده » بقتل رسید. (از لاروس ).