ماراسفند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماراسفند. [ اِ ف َ ] (اِخ ) نام پدر آذرباد باشد. (برهان ). و رجوع به ماراسپند شود.
ماراسفند. [ اِ ف َ ] (اِ مرکب ) بر وزن و معنی ماراسپند است که نام روز بیست و نهم ماههای شمسی باشد. (برهان ). و رجوع به ماراسپند شود.
ماراسفند. [ اِ ف َ ](اِخ ) نام فرشته ٔ موکل بر آب . (برهان ) : تا که بر نطع دهر، در بازیست رخ بهرام و اسب ماراسفند. انوری . و رجوع به ماراسپند شود.