لیز شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لیز شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) نسو شدن . حالت لغزانی یافتن . ◄ لزج شدن . از حالت طبیعی بگشتن، چنانکه هندوانه ٔ مانده به زمستان یا بامیه ٔ بسیار پخته .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لیز شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) نسو شدن . حالت لغزانی یافتن . ◄ لزج شدن . از حالت طبیعی بگشتن، چنانکه هندوانه ٔ مانده به زمستان یا بامیه ٔ بسیار پخته .