لیاقت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قَ) [ ع. لیاقة ] (مص ل.) سزاواری، شایستگی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قَ) [ ع. لیاقه ] (مص ل.) سزاواری، شایستگی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لیاقت . [ ق َ ] (ع اِمص ) لیاقة. سزاواری . شایستگی . زیبائی . برازندگی . موافق و درخور آمدن . اندرخوری . قابلیت : برداشت کنم آن کسان را که در باب ایشان سیاست فرموده باشم اگر لیاقت دارند برداشتن را. (تاریخ بیهقی ). ◄ فضل و دستگاه . (آنندراج ).
واژگان فارسی سره واژهدان
شایستگی، سزاواری، برازندگی