لگام لیسیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. دَ) (مص ل.) (کن.) مطیع بودن، فرمانبردار بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. دَ) (مص ل.) (کن.) مطیع بودن، فرمانبردار بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لگام لیسیدن . [ ل ُ / ل ِ دَ ] (مص مرکب ) لشتن لغام . لحس لجام . ◄ کنایه از مطیع و منقاد بودن است . (آنندراج ). مقابل لگام خائیدن : صاعد و هابط گردونش ببوسند رکاب اشهب و ادهم گیتیش بلیسند لگام . انوری .