لگام انداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لگام انداختن . [ ل ُ / ل ِ اَ ت َ ] (مص مرکب ) بازداشتن مرکب را از سرکشی و نافرمانی کردن : آه ما رو به فلک کرد که مانع گردد توسن سرکش ما را که لگام اندازد. ابونصر نصیرای بدخشانی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لگام انداختن . [ ل ُ / ل ِ اَ ت َ ] (مص مرکب ) بازداشتن مرکب را از سرکشی و نافرمانی کردن : آه ما رو به فلک کرد که مانع گردد توسن سرکش ما را که لگام اندازد. ابونصر نصیرای بدخشانی (از آنندراج ).