لکیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لکیک . [ ل َ ] (ع ص، اِ) لشکر درهم پیوسته . ◄ گوشت . (منتهی الارب ). گوشت بی استخوان . (بحرالجواهر) (مهذب الاسماء). لخم . ◄ درشت اندام پرگوشت . ج، لکاک . ◄ درختی است سست . (منتهی الارب ). درختی ضعیف . (مهذب الاسماء).
لکیک . [ ل َ ] (اِخ ) موضعی است در حزن بنی یربوع . (منتهی الارب ).