لکع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لکع. [ ل ُ ک َ ] (ع ص، اِ) ناکس . بنده ٔ نفس خوار. ◄ بنده . ◄ گول . ◄ اسب . ◄ آنکه متوجه گفتگو و جز آن نشود. ◄ اسب کره . ◄ خر کره . ◄ کودک خرد. ◄ ریم و چرک . (منتهی الارب ).
لکع. [ل َ ] (ع مص ) گزیدن مار و کژدم . ◄ خوردن . ◄ نوشیدن . ◄ سر زدن بره پستان مادر را در وقت شیر مکیدن . (منتهی الارب ). ◄ سستی کردن . تأخر .
لکع. [ ل ِ ] (ع ص ) کوتاه بالا. (منتهی الارب ).