لکاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لکاف . [ ل َک ْ کا ] (ع ص ) لِکاف ساز. لِکاف فروش . بدین نسبت منسوب است به وجیه بن الحسن بن یوسف اللکاف المصری که ابوزکریا الحافظ المصری از وی در زیادات تاریخ مصر یاد کند و هم ابوالحسین احمدبن جمیع الغسانی در معجم شیوخ خویش ذکر وی آرد. (از الانساب سمعانی ).
لکاف . [ ل ِ ] (ع اِ) خوی گیر، یعنی گلیم سطبر که زیر پالان بر پشت خر نهند. (منتهی الارب ). عرق گیر.