فرهنگ لغت

لولی هندوستانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لولی هندوستانی . [ ی ِ هَِ ] (اِخ ) نام وی محمد و از شوریدگان بی سر و سامان آن مملکت بود و به شیوه ٔ مجذوبان و دیوانگان سلوک می نمود. وارستگیش از تخلصش معلوم است . او راست : آنان که طلبکار الهید الهید کم هیچ نگردید چه خواهید چه خواهید موجود خدای است و جز او نیست همه اوست بیرون ز شما نیست هر آن چیز که خواهید. (ریاض العارفین ص ١٣٠).

معنی لولی هندوستانی | فرهنگ لغت