لول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص.) = لور: بی شرم، بی حیا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص.) = لور: بی شرم، بی حیا.
(ص.) ۱- نشئه، سرمست، بانشاط. ۲- هر لوله از تریاک.
شدن (شُ دَ) (مص ل.) نشئه شدن، سرمست شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لول . (اِمص ) اسم از لولیدن . رجوع به لولیدن شود.
لول . (اِ) رجوع به لور شود. (گااوبا).
لول . (ص ) طافح . مست مست : مست لول ؛ شوله مست . سیاه مست . مست طافح . سخت مست .
مترادف و متضاد واژهدان
سرحال، سرخوش، سرمست، شوخچشم، ملنگ، نشئه خراب، طافح، مست قلم، لوله جنبش، حرکت، وول بیآزرم، بیحیا، بیشرم
واژگان فارسی سره واژهدان
گام، فراز، رده، رج، خوان، تراز