لوسانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لوسانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) چاپلوسی . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). چاپلوسی کردن و فروتنی و تملق نمودن باشد. (برهان ). چاپلوس بودن، یعنی فریفتن به گفتار خوش و بی اندازه فروتنی کردن . (اوبهی ). چاپلوسی کردن باشد. (صحاح الفرس ). به فریب . و در بیت کسائی ودر بیت شاعر بی نام مذکور در لغت نامه ٔ اسدی که ذیلاً بیاید همین معنی را میدهد. به چاپلوسی . فریفتن به فروتنی و چرب زبانی . (فرهنگ اسدی نخجوانی ) : اجل چون دام کرده گیر پوشیده به خاک اندر صیاد از دور نک دانه برهنه کرده لوسانه . کسائی . - لوسانه کردن ؛ فریب دادن . دروغ گفتن : فعل تو چو می دانم لوسانه مکن بیهوده مگو و خلق دیوانه مکن . ؟ (از لغت نامه ٔ اسدی ).