لو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِ.) = لب: شفه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِ.) = لب: شفه.
(لَ یا لُ) (اِ.) ۱- نوعی از حلوا. ۲- صفراء، زردآب.
(~.) (اِ.) پشته، بلندی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لو. [ ل َ وِن ْ ] (ع ص ) کج از ریگ و تیر. ◄ دردگین شکم . ◄ پیچش زده . (منتهی الارب ).
لو. (اِخ ) نام رودخانه ای به فرانسه به درازای ١٢٥هزار گز.
لو. (اِخ ) نام قصبه ای از مازندران . (جهانگیری ) (برهان ).
مترادف و متضاد واژهدان
افشا، رسوا، فاش شفه، لب، لوچه بلندی، پشته، تپه، رش زرداب، صفرا