لنگر فروبردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لنگر فروبردن . [ ل َ گ َ ف ُ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) لنگر انداختن . ◄ عمیق شدن : نیامد پلنگر که پژمرده بود به اندیشه لنگر فروبرده بود. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لنگر فروبردن . [ ل َ گ َ ف ُ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) لنگر انداختن . ◄ عمیق شدن : نیامد پلنگر که پژمرده بود به اندیشه لنگر فروبرده بود. نظامی .