لنجرود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لنجرود. [ ل َ ج َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان قنوات بخش حومه ٔ شهرستان قم، واقع در ٢٣هزارگزی جنوب قم، سر راه شوسه ٔ قم به کاشان . جلگه، معتدل و دارای ١٠٠ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات، انار، انجیر و هندوانه . شغل اهالی زراعت و راه آن ماشین رو است . مزرعه و اشیجیان و مومن جزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
لنجرود. [ ل َ ج َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان کزاز پائین بخش سربند شهرستان اراک واقع در ٤٢هزارگزی شمال باختری آستانه و شش هزارگزی راه عمومی . دامنه، سردسیر و دارای ٢٠٨ تن سکنه . آب آن از قنات و رودخانه ٔ میان رود. محصول آنجا غلات، بنشن، چغندرقند و میوه جات . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالیچه بافی و راه آن مالرو است و از طریق فر اتومبیل توان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
لنجرود. [ ل َ ج َ ] (اِخ ) لنگرود. رجوع به لنگرود شود.