لنجاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لنجاب . [ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ٢٧هزارگزی شمال خاوری دیزگران و شش هزارگزی خانقاه . کوهستانی، سردسیر و دارای ٣٠٠ تن سکنه . آب آن ازچشمه . محصول آنجا غلات، حبوبات دیم و لبنیات . شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالیچه و جاجیم و گلیم بافی و راه آن مالرو است و تابستان از طریق سنقر و گل سفید اتومبیل توان برد. تپه ای در جنوب آبادی وجود دارد که آثار ابنیه ٔ قدیم، از قبیل آجر و سفال و غیره آنجا دیده میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).