لموس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لموس . [ ل َ ] (ع ص، اِ) شترماده ای که در فربهی وی شک باشد. ج، لُمس . (منتهی الارب ). آن اشتر که کوهانش بمجند تا فربه است یا نه . (مهذب الاسماء). ◄ پسرخوانده . ◄ آنکه در گوهر و حسب وی عیبی باشد. (منتهی الارب ).