لمس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~.) (ص.)(عا.)سُست، شُل، بی حس.<br>مترادفها و واژههای مرتبطتماس، سودنبیحس، فلج، مفلوجسست، نرمواژه قبلی: لمحه لمحهواژه بعدی: لمس شدن