لقوح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لقوح . [ ل َ ] (ع ص، اِ) باردار. ج، لُقَّح . ◄ شتر. ج، لقاح . ◄ شتر ماده ٔ شیردار. لقاح . (منتهی الارب ). اشتردوشا. (مهذب الاسماء). ◄ ناقه ٔ بچه آورده تا دو ماه یا سه ماه . (منتهی الارب ). شتر ماده که از زادن او دو ماه تا سه ماه گذشته باشد. (منتخب اللغات ). لقاح . (منتهی الارب ).