لقمه گیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لقمه گیر. [ ل ُ م َ / م ِ ] (نف مرکب ) گیرنده ٔ لقمه . که لقمه کند : از عظام خون غذایش شیر شد وز عظام شیر لقمه گیر شد. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لقمه گیر. [ ل ُ م َ / م ِ ] (نف مرکب ) گیرنده ٔ لقمه . که لقمه کند : از عظام خون غذایش شیر شد وز عظام شیر لقمه گیر شد. مولوی .