لقف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لقف . [ ل َ ق َ ] (ع مص ) افتادن دیوار. (منتهی الارب ). بیوفتیدن دیوار. (تاج المصادر). بیفتادن دیوار. (زوزنی ). ◄ از زیر فرودریدن حوض به سبب نااستواری بنا. (منتهی الارب ). فروریزیدن حوض . (منتخب اللغات ). ریهیده شدن بن حوض . (تاج المصادر) (مجمل اللغة). ◄ فراخ شدن کرانه های حوض . (منتهی الارب ).
لقف . [ ل َ ] (اِخ ) آب چند چاه است اعلای فوران نهایت شیرین . (منتهی الارب ). یاقوت گوید: ماء آبار کثیرة عذب لیس علیها مزارع و لا نخل فیها لغلظ موضعها و خشونته و هو با علی فوران واد من ناحیة السوارقیه علی فرسخ و فی لقف و لفت وقع الخلاف فی حدیث الهجرة و کلاهما صحیح . هذا موضع و ذاک آخر. (از معجم البلدان ).
لقف . [ ل َ / ل َ ق ِ ] (ع ص ) رجل ٌ ثقف ٌ لقف ٌ؛ مرد چست و سبک زیرک . (منتهی الارب ).