لقاع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لقاع . [ ل ِ ] (ع اِ) گلیم سطبر. (منتهی الارب ).
لقاع . [ ل َق ْ قا ] (ع اِ) مگس . (منتهی الارب ).
لقاع . [ ل ُ ] (اِخ ) موضعی است . (او هو تصحیف و الصواب بالفاء). (منتهی الارب ). موضعی است به یمامة و آن باغ ونخلی است در شعر ابن ابی حازم . (از معجم البلدان ).