لغو کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لغو کردن . [ ل َغ ْوْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ابطال کردن، چنانکه پیمانی یا قانونی .
فرهنگ طیفی واژهدان
کنسل کردن، بههم زدن، منسوخ کردن، باطل کردن، خط زدن، زدن، محو کردن ساقط کردن، برانداختن، از اعتبار انداختن، بیاعتبارکردن، پس گرفتن فسخ کردن، کنار گذاشتن منحل کردن، تعطیل کردن، بستن زایل کردن پس دادن، ترک استفاده کردن جر زدن
واژگان فارسی سره واژهدان
برانداختن، برافکندن، از میان بردن
پیمان شکستن، بهم زدن