لغط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لغط. [ ل َ غ َ / ل َ ] (ع مص ) بانگ و فریاد کردن . (منتهی الارب ). بانگ و خروش کردن . شغب کردن .(تاج المصادر). لغطوا بالشکایة. (دزی ). ◄ بانگ کردن کبوتر و سنگخوار. لغیط. (منتهی الارب ).
لغط. [ل َ غ َ / ل َ ] (ع اِ) بانگ و خروش . (منتهی الارب ) : سلطان از کثرت لغط و سورت شطط ایشان تغافل نمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٣٢٢). ◄ آوازهای مبهم که فهمیده نشود. ج، اَلغاط. (منتهی الارب ).
لغط. [ ل َ ] (ع اِ) صحن پیش در خانه . (منتهی الارب ).