لعلع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لعلع. [ ل َ ل َ ] (ع اِ) سراب . (منتهی الارب ). کوراب . (مهذب الاسماء). ◄ گرگ . (منتهی الارب ). ذئب . ◄ درختی است حجازی . ◄ به سکون حرف آخر به معنی لعا است : تلعلع؛ لعلع گفتن . ◄ (اِخ ) نام مردی . (منتهی الارب ).
لعلع. [ ل َ ل َ ] (اِخ ) کوهی است . (منتهی الارب ). کوهی است و بدان جا جنگی بوده است . (معجم البلدان ). ◄ موضعی و آبی در بادیه . (منتهی الارب ). آبی است در بادیه و گویند منزلی است میان بصره و کوفه : عُرنی ؛ تا عین جمل سی میل و تا صیدسی میل و تا اخادید سی میل و تا اُقر سی میل و تا سلمان بیست میل و تا لعلع بیست میل است و تا بارق بیست میل و تا مسجد سعد چهل میل و تا مغیثة سی میل و تاعذیب بیست وچهار میل و تا قادسیة شش میل و تا کوفه چهل وپنج میل است . (از معجم البلدان ). و رجوع به عقدالفرید ج ١ ص ٢٧٤ و ج ٦ ص ٦٤ و المعرب جوالیقی ص ١٣٢ شود.