لعل مذاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لعل مذاب . [ ل َ ل ِ م ُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) صاحب برهان گوید: به معنی لعل گداخته و کنایه از شراب لعلی انگوری باشد و نیز کنایه از خون هم هست که بعربی دم گویند. صاحب آنندراج گوید: کنایه از شراب سرخ انگوری است . شراب : از پی تفریح طبعو زیور حسن طرب خوش بود ترکیب زرین جام با لعل مذاب .