لعب معکوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لعب معکوس . [ ل َ ب ِ م َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) در حاشیه ٔ مثنوی چ علاءالدوله بمعنی بازیچه ٔ وارونه آورده . و شاید از اصطلاحات شطرنج باشد و شاید که مراد همان معنی لغوی دو کلمه باشد به صورت اضافه : لعب معکوس است و فرزین بند سخت حیله کم کن کار اقبال است و بخت . مولوی .