لع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لع. [ ل َع ع ] (ع ص ) مرد حریص تیزشهوت . (منتهی الارب ).
لع. [ ل َ ](ع اِ فعل ) لعاً، و هی کلمة یقال للعاثر اذا دُعی له بالانتعاش . (منتهی الارب ). کلمه ای که به مردم شکوخیده گویند تا از لغزش دروا شوند. درست خیز. برپای باش .