لطمه زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لطمه زدن . [ ل َ م َ / م ِزَ دَ ] (مص مرکب ) سیلی زدن . طپانچه زدن . لت زدن . - لطمه زدن به کسی یا به کاری ؛ آسیب رساندن . صدمه زدن .
واژگان فارسی سره واژهدان
آسیب زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لطمه زدن . [ ل َ م َ / م ِزَ دَ ] (مص مرکب ) سیلی زدن . طپانچه زدن . لت زدن . - لطمه زدن به کسی یا به کاری ؛ آسیب رساندن . صدمه زدن .
واژگان فارسی سره واژهدان
آسیب زدن