لطف آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لطف آباد. [ ل ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در ٤٥هزارگزی جنوب مراغه و ٨٥٠٠گزی خاور شوسه ٔ مراغه به میاندوآب . جلگه، معتدل و مالاریائی و دارای ١٠٢ تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ لیلان . محصول آنجا غلات، چغندرو نخود. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی جاجیم بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
لطف آباد. [ ل ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان ریوند بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور، واقع در ششهزارگزی باختر نیشابور. جلگه، معتدل و دارای ٦١٣ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات و پنبه . شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
لطف آباد. [ ل ُ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای پنجگانه ٔ شهرستان دره گز که محدود است از شمال به خاک شوروی، از خاور به بخش کلات، از جنوب و جنوب باختری به بخش چاپشلو و از باختر به بخش حومه ٔ دره گز. لطف آباد تا اوایل سال ١٣٢٩ یکی از دهستانهای تابع بخش دره گز بود و موقعی که دره گز به شهرستان تبدیل شده لطف آباد نیز به بخش تبدیل گشته است . این بخش از ١٢ آبادی تشکیل یافته و مجموع نفوس آن در حدود ٥٧٧٢ نفر است . اهمیت لطف آباد به واسطه ٔ موقعیت آن است که در مرز واقع شده، لیکن نسبت به جمعیت و محصول چندان قابل ملاحظه نیست . راه شوسه ٔ مرکز استان به لطف آباد منتهی میشود. محصول عمده آنجا غلات، پنبه و انگور. شغل مردان آن زراعت و مالداری و صنایع دستی زنان قالیچه بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).