لصص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لصص . [ ل َ ص َ ] (ع مص ) لصاص . لصوص . لصوصة. لصوصیة. دزدیدن . ◄ با هم نزدیک شدن هر دو دوش . (منتهی الارب ). شانه ها به هم نزدیک شدن . (منتخب اللغات ). ◄ قریب و متصل گردیدن دندان با هم . (منتهی الارب ). دندانها به هم نزدیک شدن . (منتخب اللغات ). ◄ منضم گشتن دو آرنج اسب در بر سوی سینه یا بر سینه . (منتهی الارب ).