لشک لشک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لَ. لَ)(ص مر.)پاره پاره، لخت - لخت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لَ. لَ)(ص مر.)پاره پاره، لخت - لخت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لشک لشک . [ ل َ ل َ ] (ص مرکب ) پاره پاره . (آنندراج ) (جهانگیری ). لخت لخت . (آنندراج ). لشکه لشکه : پر شد چو آژیری کنارم دیده تا بارید اشک آژیر در ماهیتی یا خود جگر شد لشک لشک . اسدی (از جهانگیری ).