لشن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لَ شَ) (ص.)۱ - نرم.<BR>۲- هموار.<BR>۳- ساده، بی نقش و نگار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لَ شَ) (ص.)۱ - نرم. ۲- هموار. ۳- ساده، بی نقش و نگار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لشن . [ ل َ ش ِ / ل َ ] (ص ) هموار. لَشِن . رجوع به لَشَن شود.
لشن . [ ل َ ش َ ] (ص ) چیزی نرم و لغزنده و بی خشونت را گویند. (برهان ). املس . نسو: الانملاق ؛ نسو شدن یعنی لشن و لغزنده شدن . المحص ؛ نسو شدن رسن یعنی لشن و لغزان شدن . التدملک ؛ گرد و نسو شدن یعنی لشن و لغزان شدن . (مجمل اللغة). ◄ بی نقش وساده . ◄ هموار. لَشن . لَشِن . (برهان ).