لزور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لزور. [ ل َ ] (اِخ ) نام موضعی به رانوس رستاق در کجور مازندران . (سفرنامه ٔ رابینو بخش انگلیسی ص ١٠٩).
لزور. [ ل َ ] (اِخ ) موضعی در حوالی آمل مازندران . (سفرنامه ٔ رابینو ص ٤٠ بخش انگلیسی ). رابینو لاریز را لزور گمان برده است . (بخش انگلیسی ص ١٣٠).
لزور. [ ل َ ](اِخ ) نام قصبه ای جزء دهستان قزقانچای بخش فیروزکوه شهرستان دماوند واقع در ٣٩ هزارگزی شمال باختری فیروزکوه و ٢٦ هزارگزی شمال راه شوسه ٔ فیروزکوه به تهران دارای ١٥٠٠ تن سکنه شغل اهالی زراعت و نجاری و مکاری و راه مالرو است . مزرعه ٔ کهریز جزء این ده است و امامزاده ای دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).