لزورک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لزورک . [ ل ِ ] (اِخ ) ژاکب . مولد دوئه . متهم به کشتن پیک لیون در راه ملون . وی محکوم و مقتول شدولی کمی بعد بی گناهیش مبرهن گشت . (١٨٦٣-١٧٩٦ م .).
لزورک . [ ل َ رَ ] (اِخ ) موضعی به بالا لاریجان مازندران . (سفرنامه ٔ رابینو ص ١١٤ بخش انگلیسی ).