لزوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لزوب . [ ل ُ ] (ع مص ) لزب . برآمدن بعض چیزی در بعض . ◄ درچفسیدن . چسبیدن . (منتهی الارب ). دوسیده شدن . (دهار) (تاج المصادر). دوسیدن . یعنی چفسیده شدن . لصوق . برچسبیده شدن . (ترجمان القرآن جرجانی ). ◄ چسبیدن گل و خشک شدن آن . ◄ ثابت و بر پای بودن . ◄ خشک گردیدن سال . (منتهی الارب ).