لزاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لزاز. [ ل ِ ] (اِخ ) نام اسب حضرت رسول (ص ) که مقوقس والی مصر با ماریه ٔ قبطیه هدیه فرستاد.(منتهی الارب ). نام اسب حضرت رسول . (مهذب الاسماء).
لزاز. [ ل ِ] (ع مص ) با هم دشمنی کردن . با هم دشمنانگی کردن . با هم خصومت ورزیدن . دشمنی . دشمنانگی . خصومت . ملازه .
لزاز. [ ل ِ ] (ع اِ) پشتوان در. (منتهی الارب ). چوپ که پس در افکنند. ج، لزز. (مهذب الاسماء). ◄ سریش . گویند فلان لِزازُ خصم ؛ یعنی سریش خصم است . ◄ (اِخ ) نام مردی . (منتهی الارب ).